مجموعه خيال
هدف از این مجموعه، طراحی آثاری است که نور را به شکلی متفاوت و با معنایی رازآلود از دل
معماری ایرانی به فضای زندگی بیاورند و مفهومی فراتر از روشنایی صرف منتقل کنند. نام “خیال” نیز
به همین کیفیت اشاره دارد، جایی که فرم، نور و ماده، مخاطب را از دیدنˏ صرف فراتر میبرند و
امکان تجربهای درونی، تدریجی و رازآلود را فراهم می کنند.
نور در معماری ایرانی، اغلب در خدمت معنا و تقویت ایده و روح اثر بوده و به خلق فضاهای سحرآمیز
و خیالانگیز منجر شده؛ از روزنه ارسیها گرفته تا نورگیر گنبدها و از کوشک باغ دولتآباد تا خلق
مفهومی عرفانی در مسجد شیخ لطفالله که با بازی سایه و نور، حسی افسونگر ایجاد میکند و بسیاری
نمونههای دیگر، این مجموعه تلاشی است برای بازآفرینی این کیفیت فضایی.
این کارها همچون ابژههاییست که حضورشان به فضا معنا میبخشد و نور نه تنها دیده میشود، بلکه
حضورش حس میشود و نوعی تعامل بیکلام را شکل میدهد؛گویی، بیننده را به درون خود
میخواند تا لحظهای درنگ کند و با سکوت درون خود روبهرو شود.
هدف این بوده که نور بخشی از خود حجم باشد و از امتداد فرم بیرون بتراود، گویی درون آن جریان
دارد و با زبانی خالص ، مرز میان نورو ماده محو شود.
بهکارگیری چوب به عنوان متریالی طبیعی که از دیرباز هم به کار میرفته و کیفیت لمسی دارد، بافت
آن در مواجهه با نور جان میگیرد، به سایه عمق میبخشد و ایده نهفته در طراحی را غنا میدهد.
در نهایت، مفاهیمی آمیخته به راز، خیال ، پر از سِرّ و پیچیدگی، درکارها تبلور مییابد و در نمایش این
مسیر دوگانگیهایی چون سایه و روشن، حضور و ناحضور، پیدا و ناپیدا، به عنوان عنصر معنابخش
نقش بازی میکنند.
در این آثار حواس بیننده به درون فرم دعوت می شوند وحرکت فرم بازتابی از فضای اطراف آن است،
و این گفتگوی فضای بیرون و درون، در فرمها و سطوح و خطوط بسط پیدا میکند و قابلیت کشف
تدریجی را ایجاد میکند.
حجمها و نورها در حین دیدن، تجربه میشوند و با تغییر زاویه دید، ترکیب متفاوتی از روشنایی و فرم
را به دست میدهند.
نور گاهی میدرخشد و گاهی پنهان میشود و سایه خودنمایی می کند و مخاطب برای درک کامل
فرمها، باید دور آنها بگردد و مواجهه فعال با ابژه داشته باشد، چرا که بهیکباره خودشان را فاش
نمیکنند، بلکه در طول زمان پدیدار میشوند و خود را نه در نخستین نگاه، بلکه در امتداد حرکت، نور
و زمان آشکار میکنند.